Thursday, December 13, 2007

قهرمانان انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند


قهرمانان انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند 27 اسفند 84
...وقتی قهرمان بودند که انتقام بگیرند و خونی را با خون دیگر بشویند و ... اما خوش به دل ما که ماندیم و دیدیم که جهان دیگرگون شد، نه به تمامی، اما اندیشه غالب آن دیگرگون شد، آدم های برجسته اش ماندلایی شدند و قهرمانان پیشین و انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند و الگو ها دیگر شدند و لابد بر همین اساس است که من می گویم نسل های آینده، زندگی بهتری خواهند داشت که با ایده آل کینه و خونخواهی بزرگ نمی شوند..
صاحب قلمی كه آثار ش را از سال 76 مورد مطالعه قرارداده ام و هر روز دنیا را از دریچه دست نوشنه هایش بهتر دیدهام باز چند روز پیش مطلبی با عنوان " در قصه ها خواهد آمد " ) را از اینترنت گرفتم و با دقت مطالعه كردم چه زیبا یادآور شده بود :" ... آن کجاست جز آن که وقتی طول زندگی کسی را بیان می کنی از ابتدا تا انتها و می توانی لحظه های اصلی دل آن آدم را نشان دهی و آدم دیگری در فرصتی کوتاه مثل زمان دیدن یک فیلم، یا زمانی که برای خواندن یک رمان لازم است به تماشایش می نشیند، آن وقت ساده تر است فهم این که انسان چه حکایت شیرین و دردناکی است و جز رعشه هایی که بر دل آدمی می افتد در لحظه هایی از عمر هیچ چیز واقعی و ماندگار نیست. نه من که سال هاست چنینم، به نظرم بیشتر انسان های امروز را دیدن فیلم و یا خواندن داستان آدمی که ظلم دید و انتقام گرفت تکان نمی دهد، یعنی اصلا رغبتی به دیدن و خواندن بر نمی انگیزد بر خلاف سال های گذشته که خوب اگر به یاد آوریم بیشتر داستان هائی که خواندیم و فیلم ها که دیدیم شرح ظلمی بود و انتقامی. قهرمانان بیتشرشان وقتی قهرمان بودند که انتقام بگیرند و خونی را با خون دیگر بشویند و ... اما خوش به دل ما که ماندیم و دیدیم که جهان دیگرگون شد، نه به تمامی، اما اندیشه غالب آن دیگرگون شد، آدم های برجسته اش ماندلایی شدند و قهرمانان پیشین و انتقام جو از ذهن و اندیشه دور شدند و الگو ها دیگر شدند و لابد بر همین اساس است که من می گویم نسل های آینده، زندگی بهتری خواهند داشت که با ایده آل کینه و خونخواهی بزرگ نمی شوند".
و این رویه در زندگی روزمره ما جاری است ما نیز هنوز در زندگی خانوادگیمان چون فیلم ها وداستان های گذشته انتقام جویی را سر لوحه كارهای خود قرار داده ایم از جامعه آموزش ندیده نباید انتظار داشت كه كاملا در صلح و صفا زندگی كنند اما از فراد تحصیل كرده انتظار هست و همچنین از نظام آموزشی وصدا وسیما كه در پروردن انسانهایی آزاده كه در صلح وصفا زندگی كنند جدید به خرج دهند كسانی كه قبلا حسن بزرگشان این بود كه می گفتند تقنگ،گلوله ،فشنگ0در زندگی خانوادگی شان انبان ذهنشان نیز پر است از طعنه ها و تیغ های زبان كه از گلوله و فشنگ و تفنگ كمتر نیست .آموزش و پرورش رسالت دارد به نسل آینده بیاموزد چگونه انتقاد كنند و چگونه پذیرای انتقاد باشند. تمرین كنند كارهای گروهی را كه جز لاینفك زندگی امروزی است و این انسان با خبر از همه جا و بی خبر از همسایه بیشتر از تمام زمان ها در انبوهی جمعیت تنها ست و باید به او روحیه جمع گرایی را آموخت .16/10/84 محمد فایق مجیدی دهگلان
محمد فايق مجيدي

No comments: